السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

166

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

به سوى تكامل راهنمايى كند و براى شخص حكيم محال است كه كارى بر خلاف مقتضاى حكمتش انجام دهد . 2 - آوردن خدا : آنان مىگفتند كه خدا را بياور تا در برابر ما قرار گيرد و ما او را از نزديك ببينيم تا به او ايمان آوريم . اين عملى است محال و هرگز امكان‌پذير نيست زيرا چشم‌ها از درك او عاجز است و خداوند قابل رؤيت نيست ، چون اگر خداوند ديده شود ، بايد محدود به يك نقطه معين و داراى رنگ و شكل خاصى باشد كه همهء آن‌ها دربارهء خداوند محال و غير ممكن است . 3 - آوردن نامه از خدا : اين هم عملى است محال به علت اين كه : منظور آنان از نامه ، نامه‌اى نبود كه خلق و ايجاد گردد بلكه نامه‌اى مىخواستند كه خداوند با دست خود آن را نوشته باشد زيرا اين گونه نامه است كه به نظر آنان ، به آسمان رفتن و به پيش خدا رسيدن و دستخط او را گرفتن ، لازم داشت و گرنه خلق كردن نامه به آسمان رفتن نياز نداشت . و جاى شك نيست كه اين پيشنهاد ، محال و غير معقول مىباشد زيرا خداوند به مانند انسان ، داراى اعضا نيست كه قلم به دست بگيرد و نامه‌اى بنويسد . « تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا » . و اما پيشنهادهاى سه‌گانهء ممكن ولى غير عقلانى آنان عبارت‌اند از : 1 - چشمه زدن و قنات جارى ساختن . 2 - مالك بودن باغى پردرخت و داراى نهرها و قنات‌ها . 3 - داشتن خانه‌اى از طلا . اين پيشنهادها گرچه براى پيامبر ممكن بود ، ولى اين‌ها موضوعاتى است كه ارتباطى ( 1 ) - به ادعاى نبوت ندارد و چه بسا ممكن است ، افرادى آن‌ها را داشته باشند ولى با اين حال نه تنها پيامبر نيستند بلكه به خدا هم ايمان ندارند ، پس در صورتى كه اين امور هيچ ارتباطى با ادعاى نبوت نداشته است و نمىتواند دليل بر صدق مدعاى پيامبر باشد ، انجام دادن آن‌ها براى اثبات پيامبرى ، كار لغو و بيهوده‌اى بيش نيست و كار لغو هم از پيامبر كه كارهايش طبق موازين و حكمت است ، سر نمىزند . ممكن است كسى تصور كند كه اين امور سه‌گانه ، در صورتى نمىتواند دليل بر صدق نبوت باشد كه از راه‌هاى متعارف و معمولى به دست بيايد ولى اگر همان امور ، از مجراى غير طبيعى و به صورت غير عادى به دست كسى برسد ، در اين صورت ، معجزه محسوب مىشود و مىتواند شاهد صدق پيامبرى باشد .